![]() |
![]() |
|
| فرهنگي اجتماعي |
|
سایت همراوی متعلق مرکز آفرینش های آفرینش های ادبی قلمستان فعال شد. پذیرای شما دوستان هستم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 8:13 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
سلام چندی بود که به پیشنهاد دوستی در صدد ایجاد سایت فصل رویش بودم اما تا راه اندازی مجددا در خدمتم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 0:53 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
در خبرها آمده بود که انجمن قلم ایران نامزدهای دریافت قلم زرین ۸۶ در بخش دفتر شعر ۷ نامزد را معرفی کرده بود. از نکته های جالب توجه و خوشحال کننده این است که ۳ دفتر شعر از میان جوانان اصفهانی و عزیزانی که اثرشان به همت مرکز آفرینش های ادبی قلمستان وابسته به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان به چاژ رسیده بود انتخاب شده اند. امیدواریم که در مرحله نهایی نیز شاهد درخشش آنان باشیم.آقایان حسین عبدالوند - جواد زهتاب و خانم پانته آ صفایی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 18:31 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
زمان نسبتاً طولاني از زندگي بشر، در دوران ما قبل تاريخ هالهاي از ابهام و شگفتيهاست. اما پس از ورود بشر به دوران تاريخ، بلافاصله واژهي تمدن به ذهنها متبادر ميشود. همريشه بودن واژهي تمدن و مدينه، نشانگر نزديكي ميان اين دو است. همين طور در زبان لاتين واژهي (Civllization تمدن) همين قرابت و خويشاوندي را با (city شهر) نشان ميدهد. اين كه در شرق و غرب بين تمدن و شهروند شاهد چنين پيوند نزديكي هستيم خود دليل بر اهميت شهر نشيني در تمدن است. در دوران معاصر شهر نشيني و شهروندي ازمظاهر تمدن به شمار مي آيد امروزه حقوق شهروندي داراي حوزههاي مختلف است و يكي از آن حوزهها در مسايل شهروندي ، فرهنگآپارتماننشيني است. آپارتمان سازي به عنوان يك الگوي مفيد در شهرسازي همچنان مورد توجه سازندگان مسكن است. آپارتماننشيني به معناي استفاده از يك مجتمع ساختماني با قوانين و مقررات نوشته و نانوشتهي مربوط به آن است و نيازمند فرهنگ و نظم خاصي ميباشد. متأسفانه به دليل آنكه اين نوع سكونت در ايران قدمت زيادي ندارد، فرهنگ آن متناسب با گسترش آپارتماننشيني در ميان مردم نهادينه نشده است. با گسترش مجتمعها نزاع و اختلاف شديدي بين آپارتماننشينان، به وجود ميآيد كه باعث ميشود فردي كه خسته از سر و صداهاي محل كار و ترافيك براي رسيدن به آرامش و آسايش به خانه بازگشتهاست، بار ديگر با تنشهايي مختلف كه روح و روان او را افسرده ميكند در داخل خانهاش روبرو شود. تنش هايي كه تا به حد نزاع هاي شديد فيزيكي هم كشيده ميشود. فرهنگ آپارتماننشيني شامل استفادهي درست و مناسب از قسمتهاي مشاع و مشترك و پرداخت هزينههاي مشترك مربوط به آنها، احترام به حقوق همسايگان رعايت مقررات مربوط به آپارتماننشيني و تمام مواردي است كه باعث ميشود كه زندگي صلحآميزي در كنار آدمهايي كه تنها به اندازهي يك ديوار با آنها فاصله داريم، داشته باشيم. برخي از آپارتماننشينها با بيان اينكه «چهار ديواري اختياري است» از خودشان سلب مسؤوليت و به حقوق ديگران تجاوز كرده و آنها را ناديده ميانگارند. تجاوز به حقوق ديگران و همسايگان در چنين مواردي از سادهترين موضوعات مثل گذاشتن كفش در راه پلهها، برگزاري مهمانيهاي شبانه كه حتي در ايام وسط هفته كه تا نيمه شب هم ادامه مييابد. استفاده از وسايل صوتي تصويري با صداي بلند تا مزاحمتهاي مكرر و طولاني را در بر ميگيرد. اين وضعيت پيش از اينكه ناشي از فقدان قانون مناسب آپارتماننشيني باشد، منشأ گرفته از فرهنگ غلطآپارتماننشيني است. چرا كه هر چه تعداد آپارتمانها افزايش مييابد، فرهنگ آپارتماننشيني متناوب با آن رشد نميكند. در حال حاضر بخش زيادي از ساكنين شهر بهارستان در آپارتمانها و مجتمعهاي مسكوني كوچك و بزرگ ساكن هستند ولي تنها تعداد اندكي از آنها از قوانين آپارتماننشيني خبر دارند و از اين رو است كه هر روز حجم زيادي از موارد درگيري و شكايتهايي كه در دادگاهها و دادسراها مطرح ميشود به زد و خوردها و اختلافات اين گونه آپارتماننشينيها اختصاص دارد. قانون تملك آپارتمان ها در سال 1343 به تصويب رسيده و تاكنون اصلاحاتي بر روي آن صورت گرفته است. در آپارتمان مالكيت شامل دو قسمت است: مالكيت قسمتهاي اختصاصي و مالكيت قسمتهاي مشترك. قسمتهاي اختصاصي همان قسمتهايي است كه در سند مالكيت هر مالك به طور مشخص ثبت شدهاست و در مقابل قسمتهاي مشترك آن قسمتهايي است كه حق استفاده از آن منحصر به يك فرد يا چند مالك نيست و همهي مالكان نسبت به متراژشان از آن سهم دارند. البته اين مسأله مربوط به آپارتمانهايي است كه واحدهاي آن متراژهاي مختلفي دارند ولي برخي از مجتمعها كه همهي واحدها يكسان هستند قسمتهاي مشترك هم به يك اندازه تقسيم ميشود. در اين ميان مهمترين و اختلاف برانگيزترين مسألهي هر مجتمع آپارتماني، مسأله حق شارژ است. و تاكنون مسائل مختلفي را در پي داشته است. اما حق شارژ چيست و براي چه دريافت ميشود؟ هر ساختمان داراي هزينههايي مشترك است كه تمامي مالكان و استفادهكنندگان از آپارتمان ملزم به پرداخت آن هستند. اين هزينهها شامل نگهباني و حفاظت فيزيكي مجموعه، تأسيسات و نگهداري فضاي سبز و... ميباشد و البته ممكن است كه در برخي از آپارتمانها يك و يا چند و يا همه موارد را در برگيرد. هزينهي شارژ طبق محاسبات و پيشنهاد هيأت مديره، و تصويب ساكنين كه مجمع عمومي آن آپارتمان محسوب ميشوند براي همه اهالي لازمالاجرا ميباشد. در ماده 4 قانون تملك آپارتمانها مصوب اسفند 1343 در سطر آخر ميگويد: پرداخت هزينههاي مشترك اعم از اينكه مورد استفاده قرار گيرد و يا نگيرد الزامي است. بنابراين اگر در مجتمعي يكي از ساكنين بگويد كه من از پارك استفاده نميكنم، ماشين ندارم كه هزينه نظافت پاركينگ را پرداخت كنم. من در منزل ساكن نبودهام، حق شارژ نميدهم و يا به هر دليل ديگري حاضر به پرداخت حق شارژ نباشد، طبق قانون و به موجب ماده 10 اين قانون هيأت مديره به وسيلهي اظهار نامه با ذكر مبلغ بدهي و صورت ريز آن خطاب به شخص مذكور، شارژ را مطالبه ميكنند و چنانچه شخص ظرف 10 روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه اقدام به تسويه حساب ننمايد. هيأت مديره ميتواند به مراجع قضايي شكايت كند و در اين صورت دادگاهها موظفند اين گونه شكايات را خارج از نوبت مورد رسيدگي قرار دهند. دادگاه هم شخص بدهكار را از خدمات عمومي مانند برق، گاز و تلفن محروم مي نمايد و تا زماني كه مالك و يا استفاده كننده از آن واحد آپارتماني هزنيههاي معوقه را طبق گواهي هيأت مديره يا حكم دادگاه پرداخت نكند از استفاده از اين خدمات محروم است. قابل ذكر است اين مبلغ تا سقف 2 برابر جريمه نيز قابل افزايش است. اين قانون شامل مالك و مستأجر ميشود، حال اگر به موجب قرارداد نامه پرداخت هزينههاي مشترك به عهده مالك باشد و مالك از پرداخت آن استنكاف نمايد، مستأجر ميتواند از محل مال الاجاره هزينه هاي مزبور را پرداخت كند و در صورتي كه پرداخت هزينه هاي جاري به عهده مستأجر باشد و اگر مستأجر از پرداخت هزينهها امتناع كند، هيأت مديره ميتواند علاوه بر مراجعه به مستأجر به مالك نيز مراجعه و اعلام بدهي نمايد. نگارنده به دليل اينكه خود نيز ساكن آپارتمان ميباشد، با اين مسأله مواجه شده است كه برخي اقدام به تغييراتي در نماي ساختمان و نصب طناب جلوي پنجره آپارتمان به گونهاي كه مشرف به درب ورودي يا حياط ساختمان است ميكنند و لباسهايي را كه شستهاند براي خشك شدن روي آن آويزان مينمايند كه نماي ساختمان را نامناسب ميكند. جداي از مسايل قانوني آن، اين كار با فرهنگ شهروندي و مبلمان شهري مغايرت فراواني و قطعاً انجام اين مسأله از سوي افراد فرهيخته و فرهنگي به دور است. چرا كه به موجب ماده 9 قانون تملك آپارتمانها هر يك از مالكين ميتوانند با رعايت مقررات اين قانون و ساير مقررات ساختماني عملياتي را كه براي استفاده بهتر از قسمت اختصاصي خود مفيد ميدانند انجام دهند، اما هيچ يك حق ندارند بدون موافقت اكثريت ساير مالكين تغييراتي را در محل، شكل در، سر در و يا نماي خارجي در قسمت اختصاصي خود كه در ديد عمومي باشد، بدهند. به هر حال اين عمل برخي از آپارتماننشينان ريشه در فرهنگشان دارد كما اينكه چنين مناظري را در برخي نقاط بهارستان شاهد نيستيم و در برخي نقاط ديگر به اندازهاي لباس و پتو و فرش از تراسها آويزان شده است كه مجتمع را به صورت رخت شوي خانه نمايش مي دهد. چند توصيه مهم : ساكنان هر واحد آپارتماني و قسمتهاي اختصاصي مجتمعها موظفند در جهت رعايت حسن همجواري، بعضي بايدها و نبايدها را مورد توجه قرار دهند و به آنها عمل نمايند. هر چند اين موارد در قانون پيش بيني نشده است ولي رعايت آنها توسط آپارتمان نشينها موجب ميگردد كه از بروز اختلافها و تنشهاي گوناگون جلوگيري شود. بنابراين براي آگاهي بيشتر شهرواندان موارد زير توصيه ميگردد:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 23:46 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
»باز كن بر روى مـــن آغوش جان را اى بقیع تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع خاكى اما برتر از افـلاك دارى جایگــــاه در تو مىبینـم شكوهِ آسمان را اى بقیع پنج خورشیدِ جهانافـروز در دامان تست كردهاى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع مىرسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع گرچه باغ یاس او پُر شد ز گلهاى كبود با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا بلبل از كف مىدهد تاب و توان را اى بقیع حامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام بوسه مىزد بارها آن آستان را اى بقیع اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز بى امان مىسوخت آن دارالأمان را اى بقیع قهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت یاد دارى گریههاى باغبان را اى بقیع لرزه مىافتد به جانت، تا كه مىآرى به یاد لرزش آن دستهاى مهربان را اى بقیع جز تو غمهاى على را هیچ كس باور نكرد مىكشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع باز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست در كجا كردى نهان آن بىنشان را اى بقیع قطرهاى، اما در آغوش تو دریا خفته است كردهاى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع چشم تو خون گرید و «پروانه» مىداند كجاست چشمهی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع استاد محمّد على مجاهدى «پروانه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:27 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عارض ماهش ز خوبي برده از مهتاب تاب
باز كرده فصل رويش صد گلستان باب باب در لطافت نيست يك گل چون گل رويش لطيف از نظافت داده طبعش با گل بي آب آب نقل مطالب با ذکر ما’خذ بلامانع است. |
|
RSS
|