![]() |
![]() |
|
| فرهنگي اجتماعي |
|
تفاوت کلی صهیونیسم سیاسی و مذهبی به طور اجمال بارزترین تفاوت این دو شاخه از صهیونیسم را می توان در رهبران و مؤسسان آن ها یافت . تئودور هرتسل (6) مجاری تار تشکیل دهنده ی مکتب صهیونیسم سیاسی بود؛ او در اواخر قرن نوزدهم در شهر وین اتریش نظریه ای را پدید آورد که مکتب صهیونیسم را از شکل مذهبی و معنوی آن خارج کرد و به آن محتوا و شکلی سیاسی بخشید .علاوه بر هرتسل که پدر صهیونیسم سیاسی به شمار می رود ، دیگر نظریه پردازانی مثل لئوپینسکر (7) و پرزاسمولنسگین نیز بودند .(8) صهیونیسم سیاسی با اهدافی به کامل سیاسی و غیر مذهبی پا به عرصه ی وجود نهاد ؛ در این مکتب یهودیان مقدم بر هر چیز یک ملت اند . تئودور هرتسل به عنوان پایه گذار مکتب صهیونیسم سیاسی یکی از منکران خداوند ، و به عبارت دیگر لامذهب و لائیک است ، او حتی در نظریات و مکتب خود به شدت با یهودیان و کسانی که یهودیت را یک مذهب می دانند ، مبارزه می کند . اما در مقابل شخصی به نام احدهاآم (9) نظریه ای را در دهه ی 1890 متفاوت از تفکر صهیونیسم سیاسی مطرح می کند که با نام صهیونیسم مذهبی جلوه گر می شود . وی با اتکا به گفتارهای کتاب مقدس یا همان تورات امروزی از قومی برگزیده از جانب خدا نام می برد و بر این عقیده است که : « یک قدرت زیست شناختی مبتنی بر خواست خداوند ، مردم یهود را در یک وضعیت پراکنده و غیر مجتمع نگهداشته است »؛ و بنا بر این فرضیه معتقد است : « باید به این قوم پراکنده ، و سرزمین فلسطین به صرف اینکه یک مرکز مذهبی و فرهنگی یهودیان است احترام گذاشته شود » از آن جا که این موضع جدید فکری به طور کلی و صریح مخالف مکتب صهیونیسم سیاسی بود ، عکس العملهایی موافق و مخالف را به دنبال داشت ، به ویژه که این فکر پس از یال 1905 برای بقای فرهنگ یهود و زبان عبری به گونه ی چشمگیری مورد توجه و استقبال قرار گرفت . در برخورد بین دو عقیده و مکتب صهیونیسم مذهبی و سیاسی ، پیروان تفکر صهیونیسم سیاسی گویسبقت را از دیگر یهودیان مذهب گرا ربودند و بالاخره توانستند به حیله ها و تزویر های گوناگون به آرمان قدیمی خود ، که بدست آوردن یک وطن ثابت و واحد بود ، برسند و دولتی یهودی و ملی یهودی را تشکیل دهند . آنان با اعتقاد به این جمله ی هرتسل که در کنگره ی اجلاس بال گفته شد همت به تجاوز به ملت مسلمان فلسطین نمودند . «ما اکنون سنگ پایه ی خانه ای را بنا می نهیم که ملت یهود را پناه و حامی خواهد بود »(10) دولت اسرائیل تشکیل کشور اسرائیل ریشه در صهیونیسم سیاسی داشت ؛ با اینکه عده ای از خاخام های آلمانی قبل از اجلاس بال تشکیل چنین دولتی را مغایر با وعده های پیامبر گونه ی یهودیت دانسته بودند ، و بعضی دیگر تصرف فلسطین را به راه خدعه و تزویر و با زور اسلحه بالاترین درجه ی خیانت به والاترین و شریف ترین ارزش های مذهب یهود دانسته بودند ،(11) اما باز صدور اعلامیه ی بالفور در دوم نوامبر 1917 (12) ، راه تجاوز به ساحت مقدس اسلام و مسلمین و سرزمین مبارک مسجدالاقصی را فراهم کرد . این اعلامیه که از سوی کابینه ی جنگی انگلستان خطاب به «لردروتشلید»(13) سرمایه دار مشهور یهودی انگلیسی و حامی سرسخت صهیونیست ها ، به امضای آرتور جیمز بالفور (14) وزیر امور خارجه وقت انگلستان در خلال جنگ جهانی اول بود به این شرح است : «دولت اعلی حضرت ، ایجاد یک وطن ملی برای مردم یهود را با نظر مساعد می نگرد و برای نیل به این هدف ، اقدامات همه جانبه ای را به عمل خواهد آورد ... » به طور کلی محتوا و لحن اعلامیه ی بالفور به شکلی نظم یافته بود که سرزمین فلسطین را به عنوان وطن اصلی قوم یهود معرفی کرد و دیگر ساکنان مسلمان و مسیحی این سرزمین را به عنوان ملیتی درجه دو و فرعی می دانست . با صدور این اعلامیه رهبران مکتب صهیونیسم سیاسی خود را مالک بی قید و شرط سرزمین مقدس فلسطین دانسته و با مهکاری و همدلی همه جانبه ی کارگزاران و مسئولان حکومت انگلستان به غصب این سرزمین دست زدند و به طور کلی حقوق حقه ی ساکنان بومی و اصلی این سرزمین را به نفع حاکمیت یک کشور صهیونیستی به دست فراموشی سپردند . نکته جالب این است که در زمان صدور این اعلامیه 92 درصد از ساکنان فلسطین را عربها ، که اصلی ترین ساکنان این مرز و بوم بودند تشکیل می دادند و ساکنان یهودی و مسیحی در آن زمان از اقلیتهای این سرزمین بودند . اما انگلیسی ها که به طور کلی از خوی استعمارگری بهره ی کافی و وافی برده اند ، اعراب فلسطینی را مردمی ابتدایی در یک سرزمین عجیب و عقیم می دانستند ، برای همین خود را قیمی آشکار برای آنها فرض می کردند ! ، و معتقد بودند حضور یهودیان سبب تمدن یافتن عربها خواهد شد ! پس از جنگ جهانی اول و شکست و تجزیه ی امپراطوری اسلامی عثمانی ، به همکاری مزورانه ی انگلیس ؛ بر اساس تصمیم از پیش تعیین شده ی جامعه ی جهانی سرزمسن مظلوم و مقدس فلسطین به همراه مناطقی دیگر به دست انگلیس سپرده شد تا این استعمارگر خدعه ساز هدف از پیش ساخته ی خود را تحقق بخشد و از صهیونیسم سیاسی ، ملیتی واقعی و ظاهری بسازد . اکنون که انگلیس از سوی جامعه ملل قیم فلسطین شده بود ، می بایست فلسطین را با چنان شرایط سیاسی ، اداری و اقتصادی اداره کنند که زمینه ی ایجاد یک وطن ملی یهودی را در آنجا فراهم کند ؛ ولی علیرغم همه ی تلاشها و کسب موفقیت های سیاسی ذکر شده برای صهیونیست ها ، هنوز هم موانعی وجود داشت ؛ یکی از عمده ترین این مشکلات اکثریت 92 درصدی جمعیت فلسطینی بود که مالکیت 98 درصدی ارضی فلسطین را داشتند ؛ بنابر این صهیونیسم سیاسی توانست با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده به همراهی و یاری انگلیس و دیگر همسرایان بین المللی شرایطی را پی ریزی کند تا مهاجرین فراوان از اروپای مرکزی و شرقی و دیگر کشورهای جهان به سوی فلسطین سرازیر شوند ؛ جریان این مهاجرتها در فاصله ی دو جنگگ جهانی و طی سه دوره ی متفاوت به انجام رسید . این مهاجرت ها باعث ورود افراد زیادی از کشورهای گوناگون به سرزمین فلسطین شد که در تشکیل نهادهای اقتصادی ،سیاسی و شبه نظامی اولیه ی صهیونیسمی و تحولات مربوط شرکت داشتند . جدا از سران و نظریه پردازان صهیونیسم ، افراد دیگری مانند حییم وایزمن ، ولادیمر ژابوتنسکی ، بن گوریون ، موشه شارت ، گلدامایر و غیره به عنوان پیروان اولیه ی هرتسل ، وظیفه ی تحقق هدف های صهیونیسم سیاسی را تا زمان تصویب طرح تقسیم فلسطین در 29 نوامبر 1947 و بالاخره تأسیس کشور اسرائیل در 14 ماه مه 1948 به عهده داشتند . پی نوشت ها : 6- Theodor Herzl – 1860 – 1904 7- از نویسندگان روس Leo Pinsker – 1821 – 1891 8- از نویسندگان روس Perez Smolenskin 9- Ahad Ha am 10- این جمله را هرتسل در 29 اوت 1897 در شهر بال سوئیس در اجلاس بال و در اولین جلسه و افتتاحیه ی این کنگره گفته است . 11- ماجرای اسرائیل – روژه گاردی – ترجمه ی دکتر منوچهر بیات مختاری – مشهد – آستان قدس رضوی – 1364 – بخش اول 12- اعلامیه ی بالفور که به امضای آرتور جیمز بالفور وزیر امور خارجه ی وقت انگلستان در خلال جنگ اول جهانی بود و خطاب به لرد روتشیلد انگلیسی 13- Lord Lionel Walter Rothschild پسر لایونل ناتان روتشیلد 1808 – 1879 ، اولین یهودی عضو پارلمان انگلیس و نوه ی ناتان مایرروتشیلد 1777 – 1836 ، دایر کننده ی شهبه ی بانک روتشیلد در لندن . 14- Arthur James Balfour (1848- 1930 ) 15- ارمیا – باب 49 آیه ی 22 16- تثنیه ، باب 20 آیه ی17-13 17- ارمیا ، باب 12 آیه ی 3 18- حزقیال ، باب 9 آیه ی 5 و6 19- کتاب شاگرد ، کمک استاد ، استاد – این کتاب ماسونی ترجمه ی کتاب سمبل های ماسونی نوشته ی ژول بوخر است . 20 – اول پادشاهان ، باب 7 آیه ی 13 21- کتاب شاگرد ، کمک استاد ، استاد 22- نشریه ی ماسون ترک ، سال 1958 23 – لاویان ، باب 2 ، آیه ی 13 24- خروج ، باب 25 ، آیه ی 37 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 21:34 توسط علیرضا نقوی(نقویان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عارض ماهش ز خوبي برده از مهتاب تاب
باز كرده فصل رويش صد گلستان باب باب در لطافت نيست يك گل چون گل رويش لطيف از نظافت داده طبعش با گل بي آب آب نقل مطالب با ذکر ما’خذ بلامانع است. |
|
RSS
|